دانستانی ها
توجه با تشکر از تمام خواندگان این وبلاگ و محبتهای بی دریغتان ... به زودی مطالب به روز رسانی خواهد شد ...
لابی بازان قدیم مدعیان جدید ... !
این روزها و ایامِ در حال سپری را باید مختص به کسانی دانست که خود را کاری می دانند ٬ ولی در یک نگاه اجمالی و کلی انگار فراموش کرده اند اِینان همان کسانی هستند که با کمترین مدارک ٬ کمترین تجاروب و تخصص و فقط و فقط با کمی ایجاد آشنایتها ٬ دوستیها ٬ وغیره به سمتهای منصوب شده اند که حال بادی در خود انداخته و برای افرادی که حتی نمی دانند لابی و لابی بازی چیست خط و نشان می کشند...! که به واقع باید توقف و در جا زدنهایمان را در هر مبحثی هر چند کوتاه و مختصر مدیون چنین افرادی بدانیم و دیگر هیچ...! که نه تنها از حمایتهای بی دریغ چندین نفر انگشت شمار بلکه باید گفت از حمایتهای افرادی انبوه در حد و اندازه های خود بهره برده و هر روز در به نتیجه رسیدن اهداف خود کوشاتر و مصممتر می شوند ... غافل از اینکه این دنیا محل گذار است ٬ و در آن دنیا دیگر نمی توان با مخلوق خویش لابی بازیهای گذشته را به راه انداخت و نتیجه گرفت ... نتیجه گیری : تفکرمان بر آن است که شما هم در ایام و روزگازان خویش به چنین افرادی برخورد کرده اید ! پس بی خیالی پیشه کنیم و آنها را در حال و هوای خود خوش بداریم ...! رونوشت شخصی : به ادارات سری بزنیم و مشاهدات خود را به قضاوت بگذاریم ... نمونه و مثال بارز : سیستم آموزش شهر ... ! آلرژی مسئولین شهر به حرف الفبا ...(ن)...(ب)
ن : نداریم ٬ نمی خواهیم ٬ نمی شه ٬ نه ٬ نمی توانیم ٬ نیامده ٬ نیست و ... ب : بعدی ٬ برو ٬ بیار ٬ بریز ٬ بشین ٬ بدو ٬ بده ٬ ببین ٬ بگو و ...
با یک حساب سر انگشتی بی دردسر می توان به نتیجه ی کاملاً یک طرف رسید ... فعل نخواستن ! فعلی که این روزها به راحتی آب خوردن خرج می شود...! فعلی که در گذشت زمان کم که چه باید عرض کرد رواج و رونق بسیار پیدا کرده و راه حلی برای رفع مسولیت و تکلیف از دوستان خوبمان در ادارات اورگانها و غیره شده ... به واقع راه درمان کجاست !؟ مقابله ٬ تغییرات ٬ یا بی تفاوتی ... که به نظر می رسد در حال حاضر با وجود مشغلهای کاری و فکری ٬ همشهریان راه درمان چنین معضلی را بی خیالی و بی تفاوتی تعیین کرده و به قولی می سازند و می سورند ... آری باور بفرماید چاره ی دیگری نیست ٬ شاید به امید آینده اند شاید ... نتیجه گیری : این است خدمت به خلق خدا ... و بر طرف نمودن مشکلات و معضلاتی که نیاز مردمیست ... ! محرمهایمان شده عرصه خود نمایی ... !؟
چشمهایمان را بر هم زدیم و به همین سادگی کلام آماد محرمی دیگر...غافل از اینکه چند وقت پیش بود که با محرم ۸۶ وداع کرده و با خود عهد بستیم که تا محرم سال دیگر بر آنچه مولایمان با حماسه خویش از امتش خواستار بود نزدیک و نزدیکتر شویم ! افسوس که بر عهد خود وفادار نبودیم و همان هستیم که هستیم ٬ پشیمان ٬ نادم و سر شکسته تر از همیشه ! فقط تنها چیزی که گویا خارج از آن عهد و پیمان هر سال نسبت به سال پیش برایمان یا بهتر گویم جوانانمان حساس تر و مهم تر شده این است ٬ که...! امسال دیگر به چه نوعی خود را در مراسم حسین (ع) تک جلوه قرار داده و بر آنچه هستیم به عزادارانش تفکیم کنیم ! به خدا شرم دارم بر گفته های خویش ولی در نوع خود جالب اینجاست که باز هم با تفاسیر ممکن هر ساله شیوه های جدیدتری از سوی همین قشر افراد ابدا و آماده ارائه می شود...شیوه هایی که به واقع نمی توان به عنوان یک جوان شعیه دوازده امامی و سرشار از ادا در این زمینه به معانی و مفاهیم بسیار محرم خود را نزدیک دید...! بلکه باید در این مسیرهای واحی و مدرنٍ خارج از تعاریف ممکن چیزی جز حسین (ع) و یارانش جستجو کرد... ! چیزی که شاید راه برگشت را برایمان سخت یا نا ممکن کند . لبیک یا حسین ... لبیک مسیر سعادت یا سعادت در این مسیر ... ! (تردد و ترافیک )
در میان تمامی مسیر های موجود در شهر جوانانمان مسیری را یافته اند که در سالیان گذشته تردد در این مسیر کم یا محدود بوده ... مسیری که به واقع این روزها را باید به آن اختصاص داد ... مسیری که نه یک طرفه بلکه دیگر آن را باید دو باند دانست ... باندهای که در انتهای خود شهرمان را به پایتخت و پایتخت را به شهرمان نزدیک و نزدیک تر کرده ٬ به شکلی که در این چند ماه اخیر خبرهای بسیاری را از گوشه و کنار آن شنیده اید ...خبرهای خوش و کمی تا حدودی غیر منتظره ... نمیدانیم ! هر چه هست باید افتتاح این چنین مسیرهای را به صلاح جوانان دانست یا که جواب چیزه دیگریست ...! چیزی که قدیمی تر ها با زبان شیوا ٬ گرم ٬ و آگاهانه خود اینگونه توصیف می کنند ... (اوه کی میره این همه راهو جونی نکن ...(پسره ٬ دختر) اصغر اقا قصاب همین کوچه بغلیه بد نی (نه نه ٬ بابا جون) می خوای همینو برات بستونمش!؟) پیام : در کل هر چه هست ما هم تبریک خود را به این دسته از جوانان عزیزمان ابراز می داریم و آرزوی سعادت و خوشبختی را برای آنان از درگاه خداوند منان خواستاریم . براستی که اهداف شما ستودنیست شهرداران محترم ...!
آری همشهریان عزیز همه ی آن خرج و مخارج ٬ و تلاشها بعد از مدت اندکی به هدر رفت و بار دیگر گنبد باز را خاموش تر و تاریکتر از گذشته بر فراز قله مشاهده می کنیم که این فقط و فقط جای بسی بسیار افسوس دارد و دیگر هیچ ...! نمی دانیم دوستان عزیزمان در شهرداری با چه هدف و برنامه ی از پیش تعیین شده ی دست به این کار زدن که جز هدر دادن و رفتن مبالغ بسیار از بودجه ی شهری هیچ نتیجه و ثمره مثبت و مفیدی به همراه نداشت ! جالب است دل خوش بران بودیم که با مخارج صورت گرفته دیگر گنبد باز یکی از نمادهای به واقع استثنایی شهر و کشورمان را در شبهای تیر و تار خاموش نمی بینیم ... اینگونه نشد و یک طرح دیگر از طرحهای فراموش شده با شکست تلخی مواجه شد...! در قبال این موضوع این مسئولین هستند که باید پاسخ گو باشند چرا و به چه دلایل این طرح ملی با فراموشی و شکست تلخ مواجه شده !؟ ولی ... ولی می توان جوابهای را از پیش تعیین شده برای خود این گونه بر داشت کرد ! کی به کیه ٬ چی شده ٬ ما کی هستیم ٬ شما کی هستین ٬ بی خیال بابا یه کاری کردیم نشد دیگه قتل که نکردیم محکوم می کنید ! (آره خوب)!!!!! + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 16:56
توسط اردلان کبیری موضوع: نطنز ... جنجال و حاشیه !| آفای رئیس جمهور عزیز پس کجاست ورزشگاه تصبیب شده شما ...؟
همین چند سال پیش بود که شهرمان را دارای زمین چمن(علفزار) می دیدیم ! ولی حال و هوای این روزهای همان زمین چمن (عفزار) چیزی نیست که ورزشکارانمان یا بهتر باید گفت فوتبال دوستان شهرمان انتظار داران ... ! چرا با وجود انبوه مشتاقان و علاقه مندان بسیار در این زمینه به مرور زمان تنها سرمایه موجود در شهرمان روز به روز رو به نابودی کشیده شد و هنوز که هنوزه مسئولین بی خیال و بی تفاوت اند ...! به خدا که ما راضی هستیم به همان علفزارهای سر به فلک کشیده گذشته ! ولی افسوس که این خواسته ناچیز هم برای دوستان در خواست و کاری بس سخت و دشوار هست ...! جالب اینجاست با وجود تصبیب دولت مردان کشور و کابینه احمدی نژاد عریز بازهم در این راستا کوتاهی که چه باید گفت نا فرمانیهای بسیار انجام می شود و دیگر هیچ به هیچ ... ! این است اهداف بلند مدت جناب آقای کمالیان عزیز ...؟ + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 15:49
توسط اردلان کبیری موضوع: نطنز ... جنجال و حاشیه !| شاید وعده ها به حقیقت تبدیل شود ... شاید ! ( ایرانسل )
به گفته ی چند تن از دوستان نزدیک سرانجام شهرمان نطنز بعد ماه ها به زودی دارای خطوط ایرانسل مشه ...! که می توان این کار یک معجزه دانست ... یک معجزه از خدا به وسیله دوستانمان در اداره مخابرات شهرستان ! به واقع نمدانیم خدا چرا نطنز را در انتهای لیست معجزات خود قرار داده که حال نوبت به شهرمان رسیده ! مگر ما بندگان خوبی برای او نیستیم ! چرا هستیم و هستند عزیزان بسیاری ٬ پس مشکل کجاست ؟ اگر تعمل و کمی تفکر کنید به راحتی می توان فهمید خدا نطنز و نطنزی را دوست دارد و مهجزاتی از این قبیل هم به او زودتر و جلوتر از خیلی ها عطا نموده ولی.... ولی بندگانی هستند که نمی خواهند نطنز و نطنزی در اول لیست یا نه بهتر باید گفت ٬ در واقعی گرانه در اوایل لیست قرار بگیرند ... ! مگر آنها دوستان ما و ما دوستان ٬ آشنایان و اقوام نزدیک آنها نیستیم که چنین برخورد های را از خود بروز می دهند ! پس چرا منفعت شخصی و اختلافاتی از این قبیل را پیشه گرفتند و به منفعت عمومی و شهری کار ندارد ... باید دنیایی جز این دنیا را در نطنر گرفت دوستان عزیز که دیگر هیچ منفعتی در کار نیست ...! + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 11:58
توسط اردلان کبیری موضوع: نطنز ... جنجال و حاشیه !| چیزی که در نطنز جوانان را به دو راهی کشانیده ... ۵۰ - ۵۰
باید حق داد ... ولی تا چه اندازه تا چه حد و به چه قیمت ! دوستی های که بعد از گذشت مدت زمان کوتاه تبدیل به شروع زندگی می شود ! به واقع چه هدفی را در خود به همراه دارد ! صرفاْ استارت زندگی به امید خدا همین ! نمی توان این را ملاک قرار داد ! باور بفرماید مبحث دوستی های پاک و سرشار از عشق های آسمانی با زندگی کردن در کنار هم بسیار متفاوت است...در قرن ۲۱ قرار داریم درست ٬ زمانه با گذشته فرق دارد بازهم درست ٬ ولی هر چیز قانون و قواعد خاص خود را طلب می کند ٬ باید زمینه را آماده دید بعد اقدام کرد ! نه این که اقدام کرد و حال به دنبال آماده کردن بستری مناسب بود...که اگر موفق باشیم خود را عامل می دانیم و اگر خدای نکرده ناموفق خدای خود ٬ چرا ؟ پس فرق انسان و حیوانات در چیست ! نه این که در عقل و شور است...پس بی اندیشیم و فکر کنیم چه چیز خوب است و چه چیز بد...در همین شهرمان نطنز شما بفرماید همین طور نیست ؟ به خدا هست عشق های که در خود خدا را بندگی نمی کنند بلکه مشوق خود را می پرستند...من جوان هستم و شور جوانی ٬ دلیل بر این نمی دانم که اشتباهات خود را به این دوره به چسبانم و دیگر هیچ ! در کل گفته هایم حکم بر این دارد : که نباید با گذشته زمان کوتاه و آری از شناخته اگاهانه و کامل ٬ بدون انجام مقدمات اولیه کاری را کرد که نه آینده ... یک عمر حسرت به همراه داشته باشد و در انتهای بن بست ایجاد شده ٬ پله های را پشت سر بگذاریم که با یک امضا ناقابل تمامی آن همه دل بستگی های دوران جوانی و شروع رابطه ای پاک ٬ تعصبی و انتصابی را همراه با یک دنیا خاطرات بر جای مانده به اتمام رسانیم ... داستان نداشتن چیزی که به واقع همواره برای جوانانمان حسرت به همراه دارد..!
به صورت کاملاْ گفتاری به دیده نوشته ... دیروز بعد از چند سال تفریحی با چندتن از بچه ها رفتیم کاشان برا یکسری خرید و گشت و گذار ... وای چقدر کاشان پیشرفت کرده بود !! به چند تا از مجتمع تجارهای باحالش سر زدیم و خرید های مورد نظر رو انجام دادیم ٬ یه چند ساعتی اضاف داشتیم ٬ تو همین هولووالا بودیم که یکی از بچه ها نطز خوبی داد گفت : این چند ساعت اضافی رو بریم سینما می گن فیلماش جدید و خیلی قشنگٍ که بلافاصله با استقبال جمع مواجه شد!! قدم زنان به سمت سینما حرکت کردیم ٬ خدایش چه سینمای بزرگ و با کلاسی بود ... سه تا فیلم اکران شده بود که با نطر دسته جمعی فیلم دعوت ساخته ی ابراهیم حاتمی کیا رو انتخاب کردیم ٬ بعد از تهیه بلیط رفتیم داخل که از شانس خوب ما اول سانس بود ٬ گروهی وارده سالنِ ۳ شدیم ... چه جو باحالی بود پسر ! با چند چرخش کوتاه شماره صندلی ها رو پیدا کردیم و به ترتیب همه سر جاهای تعیین شده نشستیم ... در اول صدای هم همه های زیادی شنیده می شد که با شروع فیلم سکوت محض بر سالن حاکم شد ... آنقدر محو فیلم و حال و هوای سالن شده بودم که ناگهان متوجه تیتراژ پایانی قرار گرفتم ... تمام جمعیت با کنترل و نظم خاصی به بیرون هدایت شدیم ٬ تا چند دقیقه بعد از ترک محل هنوز صحبت رفتن به سینما ٬ فیلم ٬ و بازیگران سوژه اصلی بچه ها قرار گرفته بود ... می توان گفت به همگی خوش گذشت و همه از رفتن به سینما و گذاراندن این چند ساعت لذت برده و کاملاْ راضی بودیم ... چند متری که پیاده طی کردیم با گرفتن تاکسی به فلکه اکسپرت رسیدیم ... و با دوستان خط ویژه نطنز به شهر برگشتیم ./ نتیجه گیری : سال های سال است که حسرت داشتن چیزی را به دلهایمان داریم که علاقمندان فراوانی را در سطح شهر داراست . آری سینما ... رونوشت شخصی : مسئولین عزیز به خدا داشتن چنین امکاناتی کم و محدود خواسته ی زیادی از شماها نیست چرا که در قرن ۲۱ قرار داریم و متاسفانه هنوز که هنوزه شما در ما قبل تاریخ ...! چیزی که هست ! هست باید قبول کرد ....
بی شک ریاست محترم اداره مخابرات را باید یکی از محبوبترین افراد نزد جوانان شهرمان دانست ٬ که با یک برنامه ریزی دقیق و به صورت شبانه روزی بستری را فراهم ساخت تا جوانان از آغوش خانه و خانواده جدا و به آغوش شهر و شهرواندان گرامی بپیوندند... آری منظور باجه تلفن های هست که در این روزها و ایام با حجم انبوه علاقمندان به این عرصه مواجه شده ... واقعا چرا ؟ چرا جوانان ما بیشتر از اینکه به علم و دانش ٬ ورزش و سرگرمی ٬ و حضور پر شور در مراسم های فرهنگی مذهبی علاقه نشان دهند به این مسیر با مضمون نا کجا آباد وارد شدند ...مشکل کجاست...! شاید نبود امکانات تفریحی ٬ فرهنگی ٬ و ایجاد هیجان کاذب در میان جوانانمان به ناچار این مسیر را بر سر راه آنان قرار داده که ... ! به راستی نمی دانم چرا سران سیاست گذاری شهر به فکر نمی افتند ... آیا همین جوانان فرزاندان آنها نیستند !هستند به خدا هستند ... پس باید راه حل اساسی را ریشه یابی کرد که بر دیروز خود افسوس نخوریم ... ! ۹۹ سال که هیچ ترس بر آن داریم ۱۰۰ سال شویم و هنوزم که هنوز اجاره نشین ...!
دولت تصبیب کرد و مسئولین شهرمان فعلاْ تکذیب .....چرا ؟ با داستان خانه های که وعده داده شده و هنوز که هنوز در زمین های تعیین شده ی آن خاکی از خاک تکان داده نشده به واقع چه باید کرد ...! تا کی صبر دوستان عزیزمان در شرکت تعاونی مسکن ... ! لااقل حرکتی هر چند کوچک صورت دهید تا همشهریانی که با هزاران امید و آرزو تمامی دست رنج های روزانه خود را به شما دوستان گرامی سپرده اند ٬ تا صاحب خانه ی شوند هر چند کوچک ٬ از کرده خود پشیمان نشوند ٬ بیاید خود را برای چند لحظه کوتاه و مختصر به جای این افراد و عزیزان گذاشته و کلای خود را قاضی کنید .... باور کنید نتیجه ی جز پشیمانی از کرده خود باقی نمی ماند ...پس به فکر باشید که بر کرده ی ناکرده ی شما برنامه ریزی های کالان صورت گرفته ... سید محمد طباطبایی عزیز ... خسته نباشید
در اولین دست نوشته بر خود واجب دانستم که بعد از چندین سال رفاقت صمیمانه و برادرانی که با جنابعالی داشتم به پاس تمامی زحمات ها و حمایت های بی دریغتان ٬ بسیار و خالصانه تشکر و قدر دانی کنم و خداوند را شاکر باشم که به این بنده حقیر افتخار آشنایی با فردی مومن ٬ متعهد ٬ بسیجی و به زبان عامیانه با مرام و معرفت عطا نمود ... امیدوارم درسایه ی مولا علی (ع) همیشه توفیق خدمتگذاری به این کشو رو مملکت را داشته باشید ... برادر کوچیکتر و دوستدار همیشگی شما اردلان کبیری نطنز از شهرهای تاریخی و مرکزی ایران است،که در استان اصفهان واقع و در میانه راه کاشان اصفهان و در دامنه رشته کوه کرکس می باشد.
این شهرستان در موقعیت جغرافیایی 51 درجه و 54 دقیقه و 30 ثانیه طول جغرافیایی و 33 درجه و 32 دقیقه و 30 ثانیه عرض جغرافیایی از سمت شمال به شهرستان آران و بیدگل و کاشان و از جنوب به شهرستان اصفهان از مشرق به شهرستان اردستان و از مغرب به شهرستان برخوار و میمه محدود است. شهرستان نطنز با مجموعه ای کم نظیر از آثار باستانی و زیبائیهای طبیعی یکی از شهرهای سرسبز و دیدنی ایران محسوب میشود که همه ساله مورد بازدید گردشگران داخلی و خارجی قرار می گیرد. شهرستان نطنز با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی دارای سه نوع آب و هوا می باشد. آبادیهای(روستاهای)نطنز در پنج بلوک تشکیل یافته که این بلوکات یا همان رودخانه ها همگی تامین حوزه آبریزی خود را از مجموع کوه های کرکس بدست آورده که بشرح ذیل می باشد: بـرز رود: چیمه رود: طرق رود: باد رود: بلوک مرکزی: مناطق نطنز بعلت ساختار اقلیمی دارای چندین نوع وضعیت آب و هوائیست، یعنی شامل معتدل کوهستانی و کوهپایه ای و دشت و کویری می باشد، که در نتیجه روستاهای مشرف به دامنه قله های کرکس دارای آب و هوای خنک و معتدل کوهستانی است. خود مرکز شهرستان نطنز دارای آب وهوای معتدل کوهپایه ایست و روستاهای واقع در بخشهای بادرود دارای آب و هوای خشک و گرم می باشد، بطوری که با کشت باصطلاح زمستانه اولین میوه های نوبرانه به بازار تهران روانه میشود، مانند سیفیجات یعنی میوه های بوته ای، همچنین در قسمتی از این نواحی درخت نخل خرما نیز قابل حصول بوده،حوزه بخش کویری نطنز همین منطقه بادرود می باشد، و اما روستاهای واقع در دامنه قله مرتفع کرکس که به ارتفاع حدوداً 4000 متر میباشد آب و هوای سردی داشته مانند روستای بیتند(بیدهند) و تامه، چرا که در قسمتهای از قله کرکس تا فصل تابستان برف موجود بوده، تامین آب دو روستای یاد شده از برف زمستانی میباشد، سایر روستاهای واقع در قسمتهای کوهستانی کرکس دارای آب وهوای معتدل کوهستانی است، گیاهان طبیعی در این قسمت مانند زیره و حتی زرشک کوهی می باشد. گیاه "گون" که کتیرا حاصله از این گیاه می باشد به فراوانی یافت میگردد، "اسپندانه" یکی از بوته های است که در کوهپایه و دشتها بفراوانی یافت شده، به غیر از بو دادن اسپند در مراسم ، اهالی روستاها از قدیم با آن شمایلی خاص درست کرده که طبق رسوم گذشتگان در اغلب خانه های روستائیان بر سر در و دیوار اتاقها موجود است ،این شمایلها ساخته شده بسته به ذوق و هنروری دارای طرحهای زیبائی بوده. کشتهای اهم گندم، سیقیجات، پنبه، و پرورش میوه های درختی می باشد که از گذشته دیر مردان نطنزی در باغ داری و پرورش گل شهرت می داشتند، گلابی نطنز یکی از تفحه های آن دیار است، ابریشم کشی یا نوغان یکی از کارهای موجود در نطنز میبود که وجود ساختمان قدیمی نوغان نطنز موید این موضوع می باشد، تاسیس ادره نوغان نطنز مربوط به سال 1312 شمسی است.
مردم و فرهنگ زبان: مراسم ها: لباس: صنایع دستی:
جاذبه های تاریخی
بخش های ویژه بادرود طرقرود چیمه رود
مشاهیر نطنز + نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 23:26
توسط اردلان کبیری موضوع: جامع ترین معرفی در مورد شهرمان نطنز| سلام کوتاه و کاملا مختصر ... کمک به شهر و زادگاه عزیز و دوست داشتنی با کمک شما همشهریان و دوستان محترم... این جوانان هستند که آینده این مملکت را می سازند . امام خمینی (ره) |